|
نوشته شده توسط احمد امیرآبادی زاده
|
|
شنبه, 17 اسفند 1387 ساعت 16:03 |
|
كنستانتين تسيلوفسكي ، مهندس و معلم پرآوازه روس كه او را يكي از بنيانگذاران عصر فضا مي دانند، وقتي هنوز پروازهاي فضايي روياي دور از ذهن علم زمان بود، تقدير انسان در مقابله با جهان آينده را اين گونه تصريح كرد: «زمين گهواره تمدن است. اما هيچ كودكي را نمي توان براي هميشه در گهواره نگاه داشت» اين طرز تفكر اگرچه زماني بسيار خيالپردازانه به نظر مي رسيد، اما هر چه زمان بيشتر به پيش مي رود ضرورت آن بيشتر از گذشته ، خود را به جامعه تحميل مي كند.
ريشه انديشه سفر به فضا و آرزوي پرواز در آسمان ها و مهاجرت به دنياهاي ديگر را بايد در اعصار و قرون بسيار دور جستجو كرد. انسان از زماني كه به خاطر مي آورد، مجذوب جهان شگفت انگيز آسمان شب بوده و همواره سعي مي كرده است تا بتواند درك بهتري از اين جهان به دست آورد و آن را قابل دستيابي كند. زماني اين تلاش در قالب و چهره اساطير خود را نشان داد و زماني ديگر در قالب افسانه ها و داستان ها و زماني در قالب تخيل هاي آينده نگرانه و در دوره اي بسيار جديد، به شكل واقعيت هاي فيزيكي و بيروني درآمد. در طول اين تاريخ طولاني ، نوع نگاه به آسمان نيز دگرگون شده است.اگر زماني كشف دنياهاي ناشناخته عامل اصلي تحريك كنجكاوي بشر براي درك فضا بود، اينك به نظر مي رسد نيازهاي اساسي باعث ايجاد شتاب جديد در اين عرصه شده است. نگاهي به حضور انسان در فضا اكتبر سال 1957 زماني بود كه انسان قدم به فضا گذاشت.
|
|
ادامه مطلب...
|